الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
20
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
يا در ماه ربيع الاول و در شب هفدهم آن كه مصادف با ميلاد آن حضرت بوده ، رخ داده است ، چنان كه از الاقبال « 1 » چنين به دست مىآيد و از العدد القوية و المنتقى و مناقب به نقل از ابن عباس گذشت . ( 1 ) حال بر فرض كه ميلاد زهرا عليها السّلام بعد از اسراء و معراج دوم بوده و بر فرض كه آنچه در الخرائج به نقل از على عليه السّلام آمده براى تاريخ همين معراج دوم بوده است ، در اين صورت بايد كه ميلاد زهرا عليها السّلام در سال سوم رسالت و سال ششم بعثت رخ داده باشد و اين مطلبى است كه با قول مشهور و روايات مورد اعتماد موافقت ندارد و همين طور است اگر فرض كنيم كه معراج اول در سال سوم رخ داده باشد . مگر اين كه بگوييم ولادت بعد از اسراء و معراج و در سال پنجم رسالت به وقوع پيوسته است ؛ يعنى دو سال پس از معراجى در سال سوم ، اما اين بر خلاف ظاهر اخبار است . مگر اين كه بگوييم اسراء و معراج دوم در سال پنجم رسالت رخ داده است و ولادت نيز به همان ترتيب بعد از آن رخ داده است ، كه اين اقتضا مىكند كه عمر صديقه عليها السّلام به هنگام هجرت پنج سال و به هنگام ازدواج شش سال باشد كه معقول نيست و هيچ كس قائل به آن نشده است . بنابراين به همان قول برمىگرديم كه آن را از معراج اول بدانيم و ميلاد آن حضرت را همان طورى كه گذشت بعد از معراج بدانيم . و از آن جايى كه اين ميلاد با وقوع معراج اول در سال سوم رسالت هماهنگى ندارد ، لذا اين تاريخ را براى اسراء و معراج دوم بدانيم . ( 2 ) حال مىماند كه اگر ما سال سوم را ، چنان كه الخرائج از على عليه السّلام نقل كرده است ، ترجيح داديم و آن را تاريخ اسراء و معراج دوم دانستيم ، دو اشكال پيش مىآيد : اولا : اين خبر در صدد بيان امور مربوط به معراج به طور مفصّل است ، پس چرا معراج اول يا معراج بعدى را خوب تبيين نكرده و بلكه حتى اشارهاى هم بدان نكرده است ؟ و همين طور اكثر اخبار اسراء و معراج متعرض آن نشده است ؟ ثانيا : اگر ما قولى را كه مىگويد اسراء و معراج دوم در سال پنجم رسالت رخ داده است ، ترجيح داديم ، در اين صورت با اين مطلب منسجم است كه سورهء اسراء پنجاهمين سوره در ترتيب نزول باشد و در پنج سال بعد از آن نزديك به سى سوره از سورههاى نسبتا طولانى نازل شده باشد ، در حالى كه اگر ما سال سوم را به عنوان تاريخ اسراء و معراج ترجيح مىداديم ، مستلزم آن بود كه آنچه در اين سه سال نازل شده است ، پنجاه سوره باشد و آنچه كه در هفت سال بعد از آن نازل شده است ، سى سوره باشد . الا اين كه ملتزم به اين دليل شويم كه سورههاى اوايل بعثت كوتاه بوده است و سورههاى بعدى نسبتا طولانى و مفصّل بودهاند .
--> ( 1 ) . الاقبال ، ص 601 .